مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
944
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> ذلك عليهم بعزيز . 1 . مسلول : كشيده وافروخته . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب عليها السلام ، 2 / 556 - 559 چون لشگريان از منزل بعلبك بكوچيدند وچندى راه نوشته ، به دير راهبى رسيده ، در كنار آبى گوارا فرود شدند واهلبيت را در طرفي باز داشتند . امام زين العابدين عليه السلام اين شعر أنشأ فرمود : هذا الزّمان فما تفني عجائبه * عن الكرام ولا تفني مصائبه فليت شعري إلى كم ذا يحاربنا ؟ * بصرفه وإلى كم ذا نُحاربه ؟ يسري بنا فوق أعياس بلا وطأ * وسائق العيس يحمي عنه عازبه كأنّنا من بنات الرّوم بينهم * أو كلّ ما قاله المختار كاذبه 1 كفرتم برسول اللَّه ويحكم * يا أُمّة السّوءِ : أخلفتم مذاهبه در « بحار الأنوار » مسطور است كه : چون اهلبيت را طي راه از بعلبك 2 به فرمان ابن زياد جماعتى از قلعه بيرون شدند واز پى نظاره اهلبيت به آن حال وآن روزگار شش ميل راه سپردند وحضرت امّ كلثوم سلام اللَّه عليها بر ايشان نفرين نمود . اينوقت علي بن الحسين بگريست وشعرهاى مذكور را قرائت فرمود . 1 . أمور شگفتانگيز زمانه از مردان بزرگ دستبردار نيست ومصيبتهاى آن پايان نمىپذيرد . اى كاش مىدانستم تا چه وقت زمانه با ما دست به گريبان است واين كشمكش ادامه دارد . مارا بر شتران بىجهاز حركت مىدهند . ساربان شترها كه غايب باشد ، از أو حمايت كرده مىشود . گويا ما در بين اين مردم ، دختران رومى هستيم ( كه با آنها معامله اسارت مىكنند ) يا آنچه كه پيغمبرِ برگزيده در حق ما گفته است ، بر خلاف واقع است . اى امّت بد ! واي بر شماها به پيغمبر خدا كافر شديد وبر خلاف طريقه وروشهاى أو عمل كرديد . 2 . بعلبك ، يكى از بلاد شام وداراى آثار قديمه وابنيه عتيقه غريبهاست . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 164 - 165 قِنَسَّرِيْن به كسر قاف وفتح نون وتشديد سين مهمله وكسر راء وسكون ياء ونون نام بلدي است در يك منزلي حلب كه مردم آنجا همه از شيعيان علي عليه السلام بودند . آنها دروازهها را بستند واز فراز باره ، مردم آن جماعت را همى لعن مىكردند وآنها را به رمى أحجار طرد ومنع مىكردند وهمى گفتهاند : اى قاتلان أولاد رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم ! اگر همگان كشته شويم ، يك تن از شما را در اين شهر راه ندهيم . در اين وقت امّ كلثوم با ديدهء خونبار ودل داغدار اين اشعار بسرود : كم تنصبون لنا الأقتاب عارية * كأ نّنا من بنات الرّوم في البلد أليس جدِّي رسول اللَّه ويلكم * هو الّذي دلّكم قصداً إلى الرّشد يا أُمّة السّوء لا سقياً لربعكم * إلّا عذاباً كما أخنى على لبد وامّ كلثوم در قادسيه اين اشعار بسرود : « ماتت رجالي وأفنى الدّهر ساداتي ؛ إلى آخره » . كه در ترجمهء عليا مخدره زينب عليها السلام سبق ذكر يافت . ونيز در ناسخ گويد : أهل بيت رسول خدا را به سيبور كوچ دادند . سيبور به كسر سين وسكون ياء -